خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

231

أخلاق الأشراف ( فارسى )

برفت غمناك نگشتند . اگر نو رسيد پوشيدند و اگر كهنه رسيد پوشيدند ، اگر به صحبت اهل دنيا رسيدند خوش بودند و خواستند كه اهل دنيا از ايشان سود كنند . اگر به صحبت اهل آخرت رسيدند خوش بودند ، و خواستند كه ايشان را از اهل آخرت سودى باشد . . . » . هم در معنى « هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ » « 1 » گويد كه اين آيت « عبارت از انسان كامل است كه زبده و خلاصهء موجودات است ، و جامع علوم و مجمع الانوار است ، بلد ، از جهت آن مىگويند كه انسان كامل مصر جامع است ، و به تمام اوصاف حميده و اخلاق پسنديده آراسته است ، و امين از جهت آن مىگويند كه انسان كامل خوف آن ندارد كه از راه بازگردد و ناقص بماند . انسان كامل به شهرى رسيده است كه من دخله كان آمنا . » « 2 » عارفان از براى بيان مرتبهء انسان كامل ، عالم موجودات عالم را به سه قسم تقسيم كرده‌اند : عالم ملك ، عالم ملكوت ، و عالم جبروت . « بدان كه ملك مرتبهء حسّى دارد ، و ملكوت مرتبهء عقلى دارد ، و جبروت مرتبهء حقيقى » و به بيان ديگر « ملك » نام عالم محسوسات است ، و ملكوت نام عالم معقولات است ، و جبروت نام عالم ماهيات است . و ماهيّت را بعضى اعيان ثابته ، و بعضى حقايق ثابته گفته‌اند ، و اين بيچاره « 3 » اشياء ثابته مىگويد . و اين اشياء ثابته هر يك چنان كه هستند ، هستند ؛ هرگز از حال خود نگشتند و نخواهند گشت ؛ و از اين جهت اين اشياء را ثابته مىگويند . و پيغمبر - عليه السلام - اين اشياء را مىخواست كه كماهى بداند و ببيند « اللهّم ارنا الاشياء كما هى » « 4 » ، تا حقيقت چيزها را دريابد ، و آنچه مىگردد و آنچه

--> ( 1 ) . تين ، 95 / آيهء 3 . ( 2 ) . آل عمران ، 3 / آيهء 97 . ( 3 ) . بيچاره - عزيز الدين نسفى . ( 4 ) . عطّار در بيان اين سخن پيامبر اكرم ( ص ) گويد ( « حواشى » فيه ما فيه ، 241 ، فروزانفر ) : اگر اشياء همين بودى كه پيداست * دُعاىِ مُصطفى كى آمدى راست كه با حق مهترِ دين گفت « الهى * به من بنماى اشياء را كما هِىْ » . و مولوى گويد ( مثنوى ، 5 / 477 ، علاء ) : -